صفى الدين محمد طارمى

139

انيس العارفين ( تحرير منازل السائرين ) ( فارسى )

و لا يوحش قلبه عارض ؛ يعنى : و باطل نمىكند انس او را به حقّ امر عارضى كه مشغول كند او را به غير از حقّ ؛ پس رميده و دور شود قلب او از حقّ . و لا تقطع الطريق عليه فتنة . يعنى : و « 1 » مانع نمىشود و بازنمىدارد او را در سير به سوى خداى تعالى فتنه‌اى - از تعلّق مال و ولد و زينت دنيا - كه قطع كند طريق را بر او ؛ از براى قوّت او به جاذب نور تجلّى كه مقوّى است از براى او . و الدرجة الثالثة : أن يستوي عنده المدح و الذمّ ؛ از براى عدم التفات او به خلق ، و نظر كردن او به سوى ايشان به نظر فنا ، و عروج او از حظّ نفس به شهود حقّ . و تدوم لائمته لنفسه ؛ ( و دائم مىباشد ملامت كردن او از براى نفس خود ) نزد ظهور نفس در تلوين ، نه بر تفريط . چرا كه كسى كه رسيد به اين درجهء از شهود ، او اعلا است از روى رتبه از اينكه بوده باشد مفرّط ، بلكه ملامت مىكند او را از جهت بغض از براى او ، و از جهت كراهت از براى صحبت او . و يعمّى عن نقصان الخلق عن « 2 » درجته . ( و مىباشد كور و نابينا از نقصان خلق از درجهء خود ) هرچند كه بوده باشد

--> ( 1 ) . اصل : - و . ( 2 ) . اصل : - عن .